جیگیلی وارد میشود!
اوایل این ماه رفتم خونه ی مامانمینا! خیلی وقت بود ندیده بودمشون، قرار بود همسری هم بیاد که نشد! خوب شد کلی غذا درست کردم و فریز کردم حداقل چند روزی غذا داشت همسریم!!
تو اون مدت کلی بیرون رفتم و خرید کردم! اصولا من اینجا خرید نمیکنم حتی یه جوراب! نمیدونم چرا عادت نمیکنم! هر روز بیرون بودم صبح و عصر!
کلی چیزای ریزه میزه برای آشپزخونه! مثه اسکوپ زن فنری و انبر آشپزی و ... خریدم!همه رو مارک یونیک خریدم! یه پرده ی خوشگل برای حال خونم خریدم که نصبش بمونه برای عید! یه ست قابلمه ی چدن سبک!!! سفارش دادم که برام بفرستن!
کلی ادویه خریدم! و کلی ویتامین از داروخانه!
کلی خانوم خونه بودم و خریدای ضروری رو نیمی شو انجام دادم!
و اصلا هم ککم نگزید که امتحانی پیش رو هست و خیلی وقتی ندارم و خیلـــــــی وقت هم هست لای کتابها باز نشده!
برای خودم لباس خونه خریدم و برای همسری تی شرت!! خلاصه که حسابی چرخ زدم و خرید کردم!
اما خیلی دلم برای همسریم و خونم و آشپزخونم تنگ شد! اصولا من همیشه باید دلم یه جایی باشه یا اینجا یا اونجا!
2 هفته دیگه برای امتحان ارشد باید با همسری بریم تهران دوباره! احتمالا بازم میمونم چون مامانم اسباب کشی داره! هر چند خونه ی جدید رو هنوز نپسندیدن و در جستجو هستن!
خیلی به موقع رفتم تهران مامانم خیلی بی حوصله بود و بی تاب! کلی سعی کردم مشغولش کنم! خدا کنه تا قبل عید مشکل حل بشه و مامانم یکم آسوده خاطر بشه!!!
این چند روزیم که اومدم یکم خونه تمیز کردم! بماند که همسری خونه رو تمیز نگه داشته بود! یکم غذاهای خوب خوب پختم و امروز هم بوی کیک از تو فر اومد بیرون!!
اون یک هفته اصلا وزن کم نکردم و با فشارای مامانم خوب شد اضافه نکردم!
دوباره کالری و ورزش و الپتیکال عزیز به راه شده! و هی دور شلوار جینم گشاد میشه و من خوشحااااال!!!
امروزم که اینجا طوفانیه!! آفتاب و بارون و برف و تگرگ همشون امروز رویت شد!!!
کلیم سرده و بنده با لباسای طبقاتی!!! دارم آپ میکنم!
تو پرانتز: بعد کلی با خونه ی عزیز پدریمون خداحانظی میکنیم و میریم جای جدید ایشالله که خیر باشه!
تو پرانتز بعدی: مامانم روزی 1 سیب میداد بخورم که سال دیگه خواستم بی بی بیارم خوشگل باشه !
تو پرانتز بعدتری: مجله های قبل بارداری میگیرم و دلم میخواد بعد لاغریم مامان بشم!
تو پرانتز بعد بعدتری: خدایا شکرت برای مهربونیت، برای اینکه همیشه هوای ما رو داری!